بسمه تبارك و تقدّس
آى در صبح مهآلود كمينكرده
ابرى رعدصدا، صاعقه، زينكرده
پهلوانزاده ي عيّار! تو را هستم
آى لوطىّ مياندار! تو را هستم
زورخانهىْ پدرانت ز غم افسرده
از حنين اُسْتُنِ حنّانه خَم آورده
رخنه افتاده به ديوار فتوّتها
مردمى حيله، زبونى شده قوّتها
رخ مهتاب، نمكزار چروكيده
سنگفرشِ گذر حادثه پوكيده
قُرُق از كوچه ناموس سفر كرده
عصمت آينه را فتنه كدر كرده
چند بر بيخودىِ كوچه شكيبيدن؟
فتنه را از نگه روزنهها ديدن
بوى خون شو كه جهان پنجره خواهد شد
به صداى تو زمان حنجره خواهد شد
استاد علي معلم دامغاني
:1: براي رفع گرفتاري و حل مشكلات همه ي مسلمين دعا كنيد!
:2: بابت نداشتن فرصت براي جواب دادن به كامنتها عذرخواهي مي كنم. اگر در آينده عمري باقي بود، سعي ميكنم جبران كنم.
:3: اينروزها رغبت و فرصت زيادي براي تخصيص وقت مجزا به وبلاگ و وبلاگنويسي ندارم، اما دوست هم ندارم وبلاگ به حال خودش رها باشه. براي همين سعي كردم بعد اينهمه غيبت، كركره ش رو دوباره بكشم بالا!
:4: احساس مي كنم نوشته هام تا حدود زيادي روي خط تكرار افتاده و يكي از دليل هاي نداشتن رغبت وبلاگنويسي هم ميتونه اين مسئله باشه. شايد اگه تصميم گرفتم كه به نوشتن ادامه بدم، كمي متفاوت تر بنويسم. البته چشمم زياد آب نمي خوره!
:5: اصلا شايد براي مدتي فقط "حديث نفس" بنويسم. اينم خودش به نوعي خرق عادت به حساب مياد. حداقل ميتونه شوكي به نوشته هاي رو به موت يك وبلاگنويس خسته باشه! چيزي شبيه به خويشتنْ نامه يا شايد هم جنگ و ستيز با...!!!
:6: فراموش نكنيد كه براي رفع گرفتاري و حل مشكلات همه ي مسلمين دعا كنيد!
يا علي مظلوم

بسمه تبارك و تقدّس
پيش درآمد:
متن زير چكيده اي از مقاله اي طولاني ست كه خيلي وقت بود ميخواستم بنويسم اش اما به جهت پيشآمدي فرصت نشده بود. تا اينكه ديروز بعد از مدتها شروع كردم به نوشتن، هرچند كه قرار بود چند خط بيشتر نباشد اما هرچه جلوتر مي رفتم طولاني تر مي شد! و حيفم مي آمد كه بعضي مسائل را در آن ذكر نكنم.
براي همين و از آنجا كه وبلاگ جاي نوشتن مقاله هاي طولاني نيست و اكثر خوانندگان هم مثل خودم حوصله ي خواندن مطالب طولاني را ندارند تنها نكات مهمي از اين مقاله ي چند صفحه اي را در اين پست قرار دادم.
عجالتاً به همه ي اينها اضافه كنيد موافقت اسرائيل با آزادي 300 نفر از اسراي فلسطيني در قبال آزادي يك نظامي صهيونيست كه امروز خبرش را خواندم و همچنين عمليات استشهادي ديگري كه در فلسطين اجرا شده.
"به فرموده ي سيد حسن نصر الله روحي و دمي فداه، زمان شكستها پايان يافته و اكنون زمان فرارسيدن پيروزي هاست."
جمله ي قصار:
متن زير را نخوانديد هم اشكالي ندارد. فقط اين جمله ي قصار قدما را فراموش نكنيد:
وقتي شاخ حيواني را كه مطمئناً نصيبي از قوه ي تعقل و منطق ندارد بشكني، ديگر برايت فرقي ندارد كه به تو شاخ مي زند يا نه چون عملا تواني براي آسيب رساني ندارد.
تحليل:
...و حزب الله شاخ اسرائيل را شكست!
::1
ماجرا از آنجا شروع شد كه اسرائيل براي روشن شدن سرنوشت رون آراد كه سال 1986با چتري سفيد رنگ در شرق صيدا به اسارت مبارزين جنبش امل در آمده بود؛ ربودن نيروهاي حزب الله را به عنوان يك استراتژي در دستور کار خود قرار داد!
::2
سال 2000 سران اسرائيل تصميمي ذليلانه گرفتند كه نتيجه ي آن چيزي نبود جز عقب نشيني سريع از جنوب لبنان! به علاوه حزب الله در دروازه ي شبعا 3 نظامي اسرائيلي را به اسارت در آورد.
::3
خواندن خبري كه در روز 15 نوامبر 2000 مانند شوكي در رسانه هاي خبري جهان و از زبان سيد حسن نصر الله منتشر شد نيز خالي از لطف نيست:
سرهنگ حنان تِنِنْباوْم افسر اطلاعاتي ارتش اسرائيل با يك نقشه ي هوشمندانه به لبنان كشيده شد و به دست نيروهاي امنيتي حزب الله افتاد.
::4
سال 2002 اسرائيل با آزادي 400 اسير فلسطيني از زندانهاي مخوف اسرائيل و بازگرداندن 49 شهيد حزب الله و آزاد كردن 17 اسير جنبش مقاومت كه تا سال 1994 ربوده شده بودند به علاوه ي آزادي يك اسير آلماني تبار فقط در ازاي آزادي سرهنگ تِنِنْباوْم و تحويل 3 جنازه ي سربازان اسرائيلي موافقت كرد. سربازاني كه مسئولان مذاكره كننده تا آخرين لحظات تبادل اسرا هم خبري از زنده و يا مرده بودن آنها نداشتند!
::5
حزب الله به عجيب ترين شكل ممكن موبايل هايي را به داخل زندانهاي رژيم صهيونيستي برده بود تا آنها بتوانند به راحتي با خانواده هاشان صحبت كنند!!!
::6
12 جولاي 2006 روزي بود كه در يك غافلگيري، 2 نظامي صهيونيست ديگر به اسارت نيروهاي حزب الله در آمدند و 8 نظامي به هلاكت رسيدند. و از سوي سيد حسن نصر الله شرط آزادي 2 نظامي صهيونيست فقط مذاكره ي غير مستقيم و مبادله ي اسرا بيان شد.
::7
33 روز حملات وحشيانه اسرائيل كافي بود تا سران رژيم صهيونيستي به توصيه ي خير خواهانشان قيد وعده ي آزادي دو اسير و خنثي كردن قدرت موشكي حزب الله و از بين بردن جنبش مقاومت حزب الله را بزنند و قطعنامه ي 1701 سازمان ملل را بپذيرند.
::8
اسرائيل در جنگ شكست خورده بود و گزارش وينوگراد اين مسئله را به صراحت بيان مي كرد.
::9
در روز 16 جولاي 2008 سران اسرائيل در ظاهر براي كاهش فشارهاي داخلي بر دولت و تسكين پيامدهاي دنباله دار آن شكست مفتضحانه، اقدام به تبادل اسرا كردند.
::10
نتيجه آن شد كه 5 اسير حزب الله از جمله سمير القنطار كه محكوم به 400 سال زندان شده بود به علاوه ي 190 شهيد لبناني و عربي در مقابل جنازه ي 2 نظامي صهيونيست مبادله شدند. كه البته باز هم با عمليات داحيانه ي اطلاعاتي جنبش مقاومت تا آخرين لحظه زنده و يا مرده بودن آن 2 نظامي براي سران رژيم صهيونيستي مشخص نبود.
::11
به هر صورت شكست ننگين ديگري در كارنامه ي سياه رژيم صهيونيستي كه خود را مقتدرترين ارتش خاورميانه و چهارمين ارتش مقتدر دنيا معرفي مي كرد، ثبت شد.
::12
با آشكار شدن اين شكست ها بايد گفت كه حقيقتي در حال وقوع است:
صداي خرد شدن استخوانهاي مولود نامشروع استكبار جهاني در خاور ميانه(اسرائيل) زير فشار شكستهاي پياپي شنيده مي شود. همين عاملي ست تا او(اسرائيل) و شريكانش براي فرار از اين حقيقت دست به انتحار بزنند كه در اين صورت نيز عصاي مسلمين كه اينك به اژدهاي موسي بدل گرديده، آمادگي آن را دارد تا مارهاي خدعه و نيرنگ ساحرين قوم سامري را فرو بلعد و به اين سنت محتوم الهي كه جهان قرن هاست انتظارش را مي كشد، جامه ي عمل بپوشاند.
:: :: ::
ما اقرب اليوم من تباشير غدا!
چه نزديك است امروزمان به فردايي كه سپيده ي آن خواهد دميد.
يا قوم! هذا ابان ورود كل موعود، ودّنو من طلعة ما لا تعرفون...
اي مردم! اينك ما در آستانه ي تحقق وعده هاي داده شده و نزديكي طلوع آن چيزهايي هستيم كه بر شما پوشيده و ابهام آميز است...
(فرمانرواي مومنان، علي عليه السلام.خطبه 150 نهج البلاغه)

هله رعد است، هلا برق به پا خواهد خاست
اُمت واحده از شرق به پا خواهد خاست...
يا علي المظلوم/.






